محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

305

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امّا تشريح قلب : [ قلب ] ، به فتح قاف و سكون لام و باء موحّده [ است ] ، كه به فارسى « دل » نامند . جسمى است مخروطى شكل صنوبرى [ كه ] يك طرف آن عريض قوى [ است ] كه « قاعدهء » آن نامند ، و يك طرف آن باريك كه « زاويه » و « سر » آن گويند . در جانب چپ از صدر واقع [ است ] مايل به طرف اسفل : قاعدهء آن در وسطِ صدر ، و سر آن به جانب چپ قريب به پستان چپ بدين هيأت . و رنگ آن سرخ رمّانى [ است ] . مركّب و مؤلّف از گوشت صلب و ليف قوى و غشاء صلب و صفيق [ و ] منبع حرارت غريزى و روح حيوانى است . و در آن ، دو بطن است : يكى به طرف راست . و اين ، مملوّ از خون بسيارى و روح كمى است . و اين را مجارى است از قلب به سوى ريه ، براى رسانيدن دم غذايى بدان . و از ريه به سوى قلب : هم از جهت ايصال هواى بارد براى ترويح آن ، و هم از براى رسانيدن خون متين صافى جهت ايصال غذا بدان و حصول روح حيوانى كه بخار آن است . و مجراى اوّل به حلقوم و دهان و انف آمده اعظم آن به ساير اعضاء صغير آن . و مجراى دوم - كه « وريد شريانى » باشد - از كبد روييده و به ريه آمده . و بطن دوم آن كه به جانب چپ آن واقع . و اين ، مملوّ از روح بسيارى و خون كمى است . و اين بطن ، منبت شرائين است ؛ يعنى همه شرائين - كه خوادم و آلات ايصال روح حيوانىاند به جميع اعضاء - از آن روييده‌اند ؛ چنان چه در مبحث تشريح شرائين مذكور شد . و ميان هر دو بطن ، مجرايى است براى رسيدن خون از بطن ايمن به ايسر و روح از بطن ايسر به ايمن ؛ زيرا كه محل توليد روح ، بطن ايسر است و اندك خونى كه در بطن ايسر است ؛ براى حمل و مركبيت روح آن است ؛ زيرا كه آن روح ، بخارى و امر بسيار لطيفى بيش نيست [ و لذا ] بدون اندك جسمى كه حامل و مَركَب آن باشد ، استقرار و تحقّق ندارد .